وبلاگ یواشکی سوئیتی
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
آرشیو
موضوع بندی
جمعه 8 تیر ماه سال 1386
بعد از یه مدت طولانی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.

چطورید؟

من اومدم. یه عالمه حرف دارم واسه گفتن. نمیدونم از کجا شروع کنم.اول بگم که بنده الان ۵۹ کیلو میباشم. خیلی حال میده .وقتی صبح پاشی بری رو ترازو و ببینی که گشنگی کشیدنات یه نتیجه ای داشته. ولی هنوز مونده تا انجلینا جولی بشم .هنوز ۵ کیلوی ناقابل مونده. هر وقت شدم خبرتون میکنم بیاید ازم امضا بگیرید. به شرط اینکه قول بدید صف رو رعایت کنید

از همه دوستانی که تو این مدت که من دچار فقدان نت بودم منو یاری کردن کمال تشکر و قدردانی را دارم . و برای بازماندگان....ها؟

امروز وبلاگ گیلاسی رو باز کردم دیدم این چن روزی که من نبودم کلی جملات عاقلانه از خودش در وکرده منم کلی ذوقیدم و اف کردم تا سر فرصت بخونمشون. بعد از اینکه چن خط خوندم کلی جو گیر شدم و رفتم تا یه کارایی بکنم و برگردم باقیشو بخونم توی این فرصت شوشو پشت کامی اومده و وبلاگ گیلاسی رو با دقت مطالعه فرمودند.

من: چیکار میکنی؟

شوشو:

من: چی شده؟

شوشو:این گیلاسی کیه؟

من: چطور مگه؟

شوشو:من میخوام باهاش دوس بشششششششششم باهاش چت کنم.

من: نمیشه.گیلاسی زن و بچه داره.

شوشو: ها؟ مگه گیلاسی مَرده؟

من:نه .ولی مزدوج شده. در ضمن قصد دوستی و اشنایی با هیچ احدالناسی رو هم نداره.

شوشو:مطمئنی؟

من:بله مطمئنم.بفرمایید سر کارو کاسبی خودتون لطفا.بفرمایید

شوشو:لااقل بذار بهش بگم افرین به این طرز فکرش.

من:لازم نکرده .خودم میگم

شوشو:سلام برسون

من:

مثل اینکه دارم هوو پیدا میکنم.البته یه کمشم شوخی بود من اینقدرا هم حساس نیستم.فقط یه کم حسودیم شده بود

از صبح تا حالا هم تا میام پشت کامی شوشو داد میزنه : به گیلاسی سلام برسون.من:

قربونت برم گیلاسی ولی واقعا خیلی باحالی منم خیلی دوست میدارم.

البته من همه ی دوستای وبلاگیمو و همه اونایی رو که اسمشون توی لینکدونیم هست رو خیلی دوست میدارم همه رو به یک اندازه همه رو به اندازه گیلاسی دوست میدارم .قربون همتون برم

دیگه این که تو این مدت که نبودم تقریبا ۵ جلسه رفتم این انستیتو لاغری که گفته بودم. خیلی باحاله. واسه مامانم که تعریف میکنم میگه چرا خودتو شکنجه میکنی؟ یه بارکی بزن خودتو بکش خیال مارو هم راحت کن

برنامه اونجا از این قراره که:

اول که وارد میشیم باید ل خ ت بشیم .البته یه تیکه کوچولو واسه پایین تنه باقی میمونه ها.

بعد میخوابیم رویه تخت .بعد یه کیسه نایلونی میپیچه دورمون بعد یه ملافه روی اون میپیچه بعد از زیر گردن تا سر زانو رو با یه چیزی که اسمش پتو برقی هست میپوشونه. نه مثل پتو ها. یه جور وحشتناکی از زیرمون در اومده بع دو طرفشو میچسبونه رو هم یه جوری که انگار مومیایی شده باشی.از همون اول احساس خفگی میکنی چه برسه به اخرای ۶۰دقیقه که دیگه فک کنم دماش به حدود ۶۰-۷۰ درجه میرسه. خیلی وحشتناکه. نمیتونی تصور کنی. ولی من تو اون لحظات فقط به انجلینا جولی فک میکنم

بعد از اون یه ربع باید بریم تو سونای مرطوب. یه چیزی که فقط سرمون از توش بیرون .این یکی رو خیلی ها باید تجربه کرده باشن. فک میکنی روی کتری نشستی. قلبت به تپش میافته ولی خوب به انجلینا جولی فک میکنم تا یه ربع تموم میشه

بعد دوباره میخوابیم رو تخت .اونوخت یه چیزایی رو میبنده به همه جات .اسمش فارادیکه.خیلی باحاله. چشماتو که ببندی ادیسونو میبینی که داره اختراعشو روت ازمایش میکنه. ولی خوب اون عقبا انجلینا جولی هم هست که داره واست دست تکون میده واسه همین یه جوری این یک ساعت فارادیکو هم تحمل میکنی

بعد از اونم کلی پودر بچه میپاشه روت و با یه دستگاه به اسم ماساژور میافته روت. از حق نگذریم من و انجلینا جولی کم کم داره از این ماساژوره خوشمون میاد خدایی یه حالی به دل و روده ی ادم میده که نگو.

با تمومه این حرفا بنده تا حدود یک ماه دیگه قرار جامو با انجلینا جولی عوض کنم.هر کی امضا میخواد میتونه از الان ثبت نام کنه. ظرفیت محدوده.

امشب من نی نی ندارم. صب باباش بردش خونه مامی اینا. شب که رفتم دنبالش باهام نیومد. بی معرفت دلم براش تنگ شده. اولین باره که بدون من میخواد بخوابه. نمیدونم خواب بره یا نه. نگرانشم. دلم واسش تنگ شده . نمیتونم بدون نی نی بخوابم. من نی نیمو میخواااااااااااام . میخوام زنگ بزنم ببینم خوابیده یا نه ولی میترسم اگه خوابیده باشه با صدای زنگ تلفن بیدار بشه.خدایا این شبو زود صب کن. یه کاری کن نی نیم راحت بخوابه و اصلا یاد من نیفته.  

دیگه خیلی حرف زدم. قربون همتون برم...  


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 13159


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
این چهارمین وبلاگم در طی دو ماه است.چون اون سه تای قبلی رو اونایی که نباید میدیدن پیدا کردن .امیدوارم تو این یکی بتونم بیشتر زندگی کنم...
شناسنامه کامل من...
وبلاگ یواشکی سوئیتی